بس حلقه زدم بر در و حرفی نشنیدم

من هیچکسم یا که درین خانه کسی نیست؟

بیدل شیرازی

گفتا : که دهم کام دلت روزی وبسیار

ماه آمد و سال آمد و آن روز نیامد

واله ی اصفهانی

منبع : وبلاگ گنجواره ناب ترین اشعار ایرانی

 اين جماعت بي جان ، جلال جان !

سر مي نهم به كوه و بيابان ، جلال جان !

 

من را ببخش كاين گونه حرف مي زنم

حالم بد است از تو چه پنهان ، جلال جان !

 

يادش بخير ، شيخ و چراغش كجاست ؟ كو ؟

شير خدا و رستم دستان ، جلال جان ؟

 

باور نمي كني كه در اينجا چه مي كنند

دونان به نام نامي انسان ، جلال جان !

 

انگار حال و روز خدا هم گرفته است

انسان رسيده است به پايان ، جلال جان !

 

هدهد كجاست كه برساند پيام ما ؟

بر دوش ماست تخت سليمان ، جلال جان !

 

جلیل صفربیگی

از : وبلاگ شعرهای ماندگار

 

وقتی جوان هستی این جلوه بیرونی بدن است که اهمیت دارد، این که از بیرون چطور به نظر می آیی، وقتی پا به سن میگذاری آنچه درون است اهمیت پیدا می کند و دیگر برای کسی مهم نیست چه شکلی هستی..

📚 یکی مثل همه ، فلیپ راث ، ترجمه : پیمان خاکسار ، نشر چشمه.

از سایت : تبیان