1

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.

2

بهترین بزرگواری آن است كه هرگز از بالا به كسی نگاه نكنی مگر آن كه بخواهی او را از زمین بلند كنی

3

پادشاهی از عارفی پرسید :جمله ای برای من بگو که وقتی شادم غمگین و وقتی غمگینم شاد شوم. عارف گفت:این نیز بگذرد!

4

مهم بودن خوبه ولي خوب بودن خيلي مهم تره !

5

در زندگی افرادی هستند که مثل قطارهای شهر بازی می ماننداز بودن با آنها لذت میبری اما با آنها جایی نمیرسی...

6

زندگی مثل دوچرخه سواری است؛ برای حفظ تعادل بایدحرکت کرد

7

هیچگاه امید کسی را نا امید نکن شاید امید تنها دارایی او باشد.

8

شخصی می گفت من شانزده سال دارم بزرگی به او خرده گرفت که نباید بگویی شانزده سال دارم باید بگویی آن شانزده سال را دیگر ندارم.

9

مردم شهري که همه در آن مي لنگند ، به کسي که راست راه مي رود مي خندند


منبع: وبلاگ یاهو




افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند .


؟

متشکرم

باز هم من زنده ام ، آه اي خدا متشکرم !

 بازباران برغبارشيشه ها ، متشکرم !

 

 بازهم بيداري و خميازه و صبحي دگر،

ديدن آيینه و نور و صدا، متشکرم !

 

 بازهم يک سفره و يک چاي داغ و نان گرم،

 فرصت ديدار تو در اين فضا، متشکرم !

 

 بارديگر ميتوانم بوکنم از پنجره،

ياس خيس خانه همسايه را متشکرم !

 

 گرچه دراين وقت پر، گهگاه يادت مي کنم،

 خاطرم جمع است ميبخشي مرا ، متشکرم !

 

 من که بي تسبيح و بي سجاده ام ، ازمن بگير،

 اين تغزل رابعنوان دعا، متشکرم

 منبع: وبلاگ شعرناب

حمید مصدق


شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند


حافظ

حبط عمل


ما درین انبار گندم میکنیم

گندم جمع آمده گم میکنیم

می‌نیندیشیم آخر ما بهوش

کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست

و از فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن

وانگهان در جمع گندم جوش کن

بشنو از اخبار آن صدر الصدور

لا صلوة تم الا بالحضور

گر نه موشی دزد در انبار ماست

گندم اعمال چل ساله کجاست؟


گنجور /مثنوی مولوی

1- ترک الادب عند المحبین ادب

ترک ادب نزد عشاق ادب است


2- من احبَّ شیئاً فاکثر ذکره  _حدیث نبوی

کسی که چیزی را دوست داشته باشد آن را زیاد یاد می کند.


3- لایحمل عطایاهم الا مطایاهم

بخشش های آنان را جز اسب های آنها نتوند بردارد


4-یا غمزه را پندی بده تا ترک غمازی کند

یا طره را بندی بکن تا ترک طراری کند




از : شرح عرفانی غزل های حافظ/ابوالحسن عبدالرحمن ختمی لاهوری


تپیدن های دل ها ناله شد آهسته آهسته    

رساتر گر شود این ناله ها فریاد می گردد

فرخی یزدی